خرید بک لینک

دیروز مادر بچه گربه هایی که توی خونه ما دنیا اومدند اونها رو از قسمت انباری به داخل حیاط منتقل کرد و این برای ما این پیام رو داشت که بچه گربه ها از آب و گل دراومدن و قبل از اینکه شیطنت اونها گل کنه باید ترتیبی بدیم که نقل مکان کنند و از خونه ما بروند.

در طول سه هفته ای که این گربه و چهار فرزندش مهمان ما بودند تمام وسایل آسایش و آرامش اونها رو فراهم کردیم! تقریبا" هر روز برای گربه ی مادر گوشت خام و یا پخته میبردم و در چندین نوبت هم شیر براش میریختم تا بتونه بچه هاش رو بهتر و سریعتر بزرگ کنه.

چند سال قبل که چند بچه گربه در خونه ما دنیا اومده بودند وقتی کمی بزرگ شدند و اومدند توی حیاط ، تقریبا" تمام گلهای باغچه رو در طی بازیهای کودکانه نیست و نابود کردند. امسال از یه طرف دلم نمیومد که همون اول کار اونها رو رد کنم (چرا که از نظر انسانی و عاطفی کار درستی نبود) و از یه طرف نمیخوام زحمات زیاد خودم و همسرم در پرورش گلها از بین بره.

غروب دیروز وقتی گربه ی مادر پیش بچه هاش نبود اونها رو یکی یکی با انبر گرفتم و داخل یه کارتن قرار دادم و این کارتن رو گذاشتم روی دیوار. دقایقی بعد مادرشون اومد و دو تا از بچه ها رو دوباره برگردوند سر جاشون توی حیاط اما دوباره این دو تا رو برداشتم و گذاشتم توی یه کارتن دیگه و باز روی دیوار قرار دادم. گربه ی مادر رو هم از حیاط دور کردم. وقتی مطمئن شد که دیگه وقته رفتن شده ، یکی از بچه ها برداشت و رفت.

خوب ؛ خیالم راحت شد که این جدایی داره با آرامش و بدون تنش انجام میشه!! نیشخند اما هنوز یه مشکل باقی بود. معمولا" گربه سانان نر بچه هایی که از نسل خودشون نباشند رو میکشند. توی محله ی ما گربه های متفاوتی رفت و آمد دارند. از وقتی که بچه گربه ها رو روی دیوار گذاشتم بیش از 2 ساعت مراقبشون بودم که اتفاقی براشون نیفته. در این مدت 2 تا گربه ی غریبه به اونها نزدیک شدند که فراریشون دادم. تا پایان مدت مراقبتم ، گربه ی مادر دو تا از بچه ها رو برد. امروز صبح هم وقتی کارتن رو دیدم سومی هم برده شده بود و فکر میکنم تا پیش از طلوع آفتاب امروز کار انتقال بچه ها به محل جدید به پایان رسیده باشه. خدا رو شکر که همگی به سلامت رفتند.

برچسب: نویسنده: متین دادخواه تاريخ: سه شنبه 29 فروردين 1396 ساعت: 12:01

صفحه بندی